|
..:: درآ که در دل خسته توان در آید باز ::..
|
- حاضرند خانه هاشان را به آقا و خانم اسمیت اجاره دهند اما به حضرت عیسی(ع) نه! فقط یک گناه وجود دارد!
- کسی امروز به من گفت شما آنجائی ها خوش بحالتان است٬ یک ماهی آنجا بودم و زندگی را در جریان و شاداب یافتم... حرفش به دلم نشست آخر من هم یک ماهی است اینجا بوده ام و دیدم مردم بدنبال خوشی می دوند امان از اینکه خوشبختی پشت سرشان است!*
- می گویند چرا پشت برخی از کلماتتان "و" می گذارید ولی خودشان هم نمی دانند چرا آنها این کار را نمی کنند!
- این روزها - گاهی اوقات - بیش از پیش شاکی ام و تنها٬ فکر کردم خداوند مهربان ما را از آنجا اجتماعی آفرید تا قسمتی از مشکلاتمان را با دست و دل یکدیگر حل کنیم تا بیشتر شکرش بجای آوریم و کمتر شکایت کنیم
- کمتر خواب می بینم ولی وقتی میبینم... گمانم این چندمین (کمتر از انگشتان یک دست) خوابی بود که اشکم دم مشکم داد... "عشقتان را به عزیزانتان ابراز کنید٬ امکان دارد فردا خیلی دیر شود"
- مدتی است مشکوک می زند... سکوتش نگرانم می کند...
- ...
* یادتان است آن سگی که در برنامه کودک بدنبال دم خود میدوید و هیچوقت نمیرسید!؟